تظاهرات ما هستیم تظاهرات بسیار خوبی بود که بسیار هوشیارانه آغاز شد و ادامه یافت تاکید بر حداقل ها در ابتدای کار، گرفتن بهانه های سرکوب از دست رژیم(هرچند که عمال رژیم به هر حال این کار را انجام می دادند)، هماهنگی و اطلاع رسانی خوب از طریق تلوزیون فراگیری همچون کانال یک، عدم وابستگی به احزاب سیاسی خاص، جرات دادن به مردم برای حضور در تظاهرات، تداوم و پیگیری از طریق حضور هر دو هفته یکبار و زنده کردن دوباره کانالهای سیاسی، هماهنگی و نه رهبری خوب از طرف کانال یک و شخص شهرام همایون که با قدرت کلام و تلاش و خلاقیت بالا بسیار تاثیر گذار بود از جمله نقاط قوت این تظاهرات بودند ما تاثیر این تظاهرات را در عمل هم دیدیم چنانکه هر هفته بر وسعت و میزان شرکت کنندگان افزوده می شد و تظاهرات به شهرهای دیگر هم تعمیم می یافت لذا رژیم با درک درست خطر بالای این تظاهرات سریعاً با صرف هزینه های بالا اقدام به مسدود نمودن تلوزیون کانال یک کرد. زیرا می دانست اگر این تظاهرات گسترش می یافت سرانجام کافی بود یک بار صبر رژیم تمام شود( رژیم بارها نشان داده است که صبر چندانی ندارد) و کشتاری راه بیفتد آن وقت است که این آتش زیر خاکستر مردم، همه چیز را خواهد سوزاند. کانال یک بسیار درزمینه هماهنگی خوب عمل کرد از طریق آن ما دست کم جایی را داشتیم تا سخن یکدیگر را بشنویم، با هم هماهنگی کنیم و تصمیمات آتی را اعلام نماییم. این طور که بر میزان تظاهر کنندگان افزوده می شد به زودی شاهد تظاهرات میلیونی نیز می بودیم و آن وقت چیزی نمی توانست جلوی حضور بیشتر مردم را بگیرد. اما اکنون که کانال یک مسدود شده است ما چه می توانیم بکنیم ؟ در حال حاضر ما باید به هماهنگی و حزب سازی ادامه بدهیم باید کار شعارنویسی را دنبال کنیم و دنبال فرصتهای این چنینی باشیم تا رهبری پیدا شود و یا دوباره کانال یک کار خود را آغاز کرده و امکان مسدود کردن آن دیگر وجود نداشته باشد همچنین باید روند پیوستن به احزاب سیاسی و نیز کار حزب سازی را دنبال کنیم تظاهرات ما هستیم تظاهراتی است که به هیچ قشری و هیچ مطالبات قشری تعلق ندارد بلکه متعلق به مطالبات عموم مردم ایران است لذا تمام مردم در آن شرکت می کنند و طومار این رژیم پوسیده را در هم می شکنند. هم اکنون ما در پی آنیم تا با ایجاد این تارنما و فراگیر نمودن آن نقش کانال یک را ایفا کنیم مطمئن باشید که زین پس مطالب بسیار مهمی را در این تارنما خواهید یافت و این تارنما گامی یزرگ در راه مبارزات مردم ایران خواهد بود شما نیز می توانید مطالب خود را در اینجا گذاشته و در راه پیشبرد مبارزات مردم ایران ما را یاری نمایید به زودی از نحوه شعارنویسی ها فراخوانها، نحوه مبارزه و شرکت در تظاهرات آگاه خواهید شد.این رژیم رفتنی است زیرا به این زمان تعلق ندارد. به قول محمد حسنین هیکل روزنامه نگار برجسته مصری ((انقلاب اسلامی ایران تیری بود که از اعماق قرون وسطی برآمد و به شقیقه سده بیستم شلیک شد((.
تظاهرات ما هستیم به کجا می رود؟
جولای 19, 2008 با faryad2010
مردم،مردم اوباش! كيستند و كيانندايشان، اين اوباش؟
اما دريغ،دريغا كه خنجر،دريغا كه تيغ از آستين پاره برون مي آيد ،با دست پاره آستينان .بس دريغ همين است،تنها دريغ- شايد- همين .
شايد كه خون را طريق، جاري بودن است وجاري اگر نيست، خون نيست و زنده نيست و زندگاني نيست. شايد كه خون را طريق، جاري شدن است. دريغا اما كه خون زيباي مردمان با دست مردمان بر خاك جاري مي شود. در اين ميانه، در حد فاصل دست و سينه تنها دشمن است .در اين ميانه دشنه، بس دشنه دشمن است،دشنه بيگانه و دشمن است. كه دشمن خود روي در نقاب درويي پوشيده مي داردبا دشنه اي كه در كف مردم نهاده است از براي دريدن سينه مردم.
مردم،مردم اوباش! كيستند و كيانندايشان، اين اوباش؟ از كجا برآمده اند و بدر آمده اند ايشان؟ كيستند و به چه كار؟ نيست و ناپيدايند ،نيستند و هيچ روي نمي نمايند، اما ناگاه و به نا هنگام چون هرز بوته سر بر مي آورند به هم درآميخته و يكصدا،و صداي دشمن خود برمي تبانند، كيستند اين بي صدايان بي نشان كه به ناهنگام گلوي مهيب ترين بانگ و وحشيانه ترين نعره مي شوند ؟ از كجاي خاك بدر مي جوشند با خوي هجوم و سپس در كجاي زمين آب مي شوند ؟ چيستند ايشان و كيستند كه جز نشانه اي ازددي خويش و جز غباري از ويراني بر جاي نمي گذارند. در كجاي زندگاني مي زيند اين تيره، در پي چيستند و به مقصد چه؟ چه گم كرده اند، چه را مي جويند و كه را ؟
خود را مي جويند؟ باور توان كرد كه گمشدگانند و خود را مي جويند؟ تا خود چه باشد، اما به جويش خود حتي سرگشته مي روند و خام پرسه مي زنند. خواري كشيده اند، خوارند و خوار مي شمارند.حقارت و نفرت جانمايۀ ايشان و نمايش نفرت و حقارت خود، كار مايۀ ايشان است. پلشتي و نكبت فقر را در روح انباشته دارند و اينست خود انگيزه آز و رغبت درندگي. خمير مايه با كار نپرورانيده اند و نپرداخته اند، بيكارگانند هر كاره و هر جايه. پس سر گشتگانند همه جايه و همه كاره كه سرانجام در هيج جاي و با هيچ كار، روزگار مي گذرانند. نه آن پاره آهني تا بازپرداختش دشوار آيد، بل آن خمير نارسي يا ترشيده اي هستندتا به هر سر پنجه اي قواره مي پذيرند. پس به هر قواره در هر كجاي روانند و بودگاري خود را از قبل درانيدن زندگاني دارند و نه از بركت دست آفريد و قدرت بازو.نهايت را ضد هستند ،ضد هر چه و حتي ضد خود. نافي اند و نيرويند، نيرويند و نافي اند. نيروي خام و وحشي و بازداشته شده در قيد با شوق مجالي به فوران. تشنۀ رهي و رهايش تا مگر نقطه اي از زندگاني را ويران كند. ويران لحظه لحظۀ عمر خويشتن است و به جز ويراني نمي شناسد، مجهول و جهل است و مايۀ دست است. گرسنه است به چشم و گرسنه به دل، گرسنه به روح و به دندان، پس هار است و سيرماني ولع ناپذير خود را با چشم و چنگ و دست و زبان ،ويراني پيشه مي كند ترس زده است و ازين رو مي كوشد تا بترساند. فرومايه است، پس رو چوب و سنگ روي يخ مي شود. به ويرانگري پرواي نيك و بد ش نيست ،و جان مي نهد در گروه لبخندي كه مگر از پوزه آقايش بر او نثار شود . گمشده مي جويد ،خود را مي جويد، تكه پاره هاي روح خود را مي جويد، پاره پارۀ وجود خود را كه در گذر از هر منزلي بر جاي گذارده است مي جويد و حرص و شتا بي وحشيانه در اين جستجوي سر در گم به خرج مي دهد. اينست كه اگر هر دم گم مي كند هر دم پاره اي از خود را گم مي كند و- ناكام- ويراني خود را با ويرانگري شتابناك تر مي رود كه ترميم كند، و تخريب مي كندو دم به دم خود را نفي مي كند،و به ترميم و جبران نفي خود، باز هم خود را نفي مي كند و با نفي زندگاني، خود را نفي مي كند.فرومايه به جز نفي و نابودي خود، چشم اندازي به زندگاني ندارد. فرومايه انباشته تواضعي دروغين و كبري دروغين تر، نمايش نيروهاي خود را- پشتوانه اي اگر بشناسد- از هيچ مانعي پرواييش نيست !
از كجاي خاك بدر جوشيده اند اين هرزبوته ها، و از پستان كدام مادر آيا شير نوشيده اند؟ از پستان مادري آيا شير نوشيده اند؟
برگرفته از كتاب كليدر جلد دهم ،محمود دولت آبادي
اين متن خطاب به چماق به دستان رژيم است كه در سالهاي متمادي با شعور ناقص خود جلوي حركتهاي آزادي بخش ملت را گرفته اند
اينرا بدانيد اسيري كه آزادي را فرياد كند ديگر اسير نيست و آزاده است
درود بر شما آزادگان
ba tashakor az sayte zibaton .mage ma bachehaye mashhad del nadashtim ke 11 mordad baraye mashhad khabary nabod.be omide rozy ke hich akhond va molaee dar iran nabashad