خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘شعرها’

چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی ؟  اگرکه رویا تنها احتلامی بود با زیگو شانه  تشنج پوستم را که می شنوم ، سوزن سوزن که می شود کف پا،  علامت این است که چیزی خراب می شود  دمی که یک کلمه هم زیادی  است،  درخت و سنگ و سار و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

كمدي شان درام بايد كرد

نوشته را کامل بخوانید »

ظالم برفت و خامنه ای را اثر نماند                        کس را دگر ز جایگه او خبر نماند دیگر کراست مهدی ما را وصی شود                    کاین داغ بین مذهب ما را پدر نماند بن لادنا بنال که بی پول و اسلحه                           کشتار ختم گشت و دگر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.